وای استرس جابجا شدن گرفتم. تازه به  اینجا عادت کرده بودیم. و تازه تمیزکاریامون تموم شده.  امروز آقای همسر با صابخونه حرف زده اونم رک گفته فعلا تصمیم تمدید ندارن. پارسال التماسم میکردی بیام تهرانپاریس. امسال با این پول این منطقه گیرمون نمیاد غصم گرفته از تهرانپارس بخوایم بریم...وای خدا جون. چقد پارسال هوامونو داشتی با پولی که فکرشو نمیکردیم جای خوب گیرمون اومد. یعنی میشه امسالم کمکون کنی. چقد بده که فقط وقتی گرفتاری دارم بیشتر از قبل به تو پناه میارم.... خدا جون کمکون کن....یا الله...

وای چقد کار دارم...دلم میخواد تو این خونه مهمونی تولد گل پسرو بگیرم.. سعید و محدثه رو پاگشا کنم... وای خدا...  چه صابخونه بدی. خب میذاشتی بمونیم....

البته وقت تخلیه آخرای فروردینه. ولی همسر گرامی میگه الان بگردیم زودم انتخاب کنیم پاشیم. پارسال ۲ ماه میگشتیم....

خیلی التماس دعا.... 



تاريخ : دوشنبه 27 بهمن1393 | 16:10 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
مگه ارباب صدامو یادش میره.... 

گریه هامو یادش میره..... 

آخه مگه تذکره ی کربلا مو یادش میره..... 

حاج عبدالرضا هلالی.... 

تقدیم به وحید... 



تاريخ : شنبه 25 بهمن1393 | 14:57 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
.  روز ۲۲ بهمن رفتیم مسجد معروف لولاگر ( که در فتنه ۸۸)  به آتش کشیده شد. نماز ظهرو عصر خوندیم.انقد جمعیت زیاد بود که ۲ بار نماز و خوندن که همه به جماعت خونده باشن. شبش شوفاژ خراب شده بود تا نصفه شب گل پسرم درگیر بود. خیلی جیگرم سوخت وقتی آب میپاشید رو در و دیواری که شب قبلش ی بار مفصل تمیز کرده بود جوجه... 

شب قبل از عروسی سعید تا صبح تو خواب میگفتم مسجد لولاگر. میخواستم نصفه شب پاشم پست بذارم مسجد لولاگر....  :-)) 

کفش "هدیه تولد" گل پسر که ی بارم شب عروسی سعید پوشیده!!!!! ی ذره تنگه امروزم باهاش رفته سرکار!!!!!!!!!. اس داده اون یکی کفشمو بیار اینو تمیز کنیم بریم عوض کنیم. عاشق این اعتماد به نفستم که با ی ان شاالله رله میشه!!!!! 

 

# سعید داداش آقای همسر (گل پسر،  جوجه) 



تاريخ : شنبه 25 بهمن1393 | 14:31 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
سلام این مدت همش در سفر بودم. اول رفتم شیراز برای خداحافظی.بعدشم کوله پشتیمونو برداشتیم و رفتیم کربلا.خیلی حرفها و خاطرات دارم که باید سر فرصت بنویسم.....اول رفتیم کربلا بعد رفتیم نجف و باز برگشتیم کربلا. هفته پیش رسیدیم و چند روز بعدشم رفتیم مشهد....سفر مشهد هم واقعا دلچسب بودیم.تو این مدت خیلی اتفاقاتی افتاد که به وقتش مینویسم...که لااقل برای خودم به یادگار بمونه.



تاريخ : دوشنبه 8 دی1393 | 12:26 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
امشب نذاشتم مثه همه ی هزار و یک شبهای دیگه ای که هزاران سطر و خطور در ورق ذهنم نوشته می شد فراموش شوند ..

امشب دلم عجیب گرفته است ...

اگر جای جای و خاک به خاک این شهر بزرگ و پر از هیاهوی تهران را بگردی هرگز جایی را پیدا نخواهی کرد که صفای گلزار شهدای شیراز را حتی ، حتی ذره ای داشته باشد ... اگر همه ی مزار شهدای گمنام های دانشکاههای تهران حتی دانشگاه علم و صنعت را زیارت کنی ، ذره ای از صفای شهدای گمنام دانشگاه شیراز را نخواهی یافت ... اصلا انگار که شهدای شیراز عجیب دلربایند و با صفا ... هر وقت قشر ما دلش میگرفت یا کارش جایی لنگ می زد کافی بود یک تک پا تا گلزار شهدا برود .... انگار میقات و قیامتی بر پا می شد .... عجیب دلتنگ آنم که لحظه ای دلم را به دریای خاکی شهدای شیراز بزنم .....عجیب دلتنگم ....

شهدای شیراز بدجور هوای همشهریاشونو داشتند ...

شهدای شیراز ....

نمیدونم به کدامین سرنوشت هزاران کیلومتر دور افتاده ام از عزیزانی که هیچ جایگزینی بر آن ها نیست و هیچ محفل و مجلس و مکانی صفای دل را برقرار نمی کنند .... 

امشب دلم به ضریح قبور عطراگین شهدای شیراز دخیل بسته است .... ای کاش گوشه نگاهی کنند و از غفلت تاریکی و خاموشی نجاتم بخشند ....

امشب عجیب دلتنگ محفل دوستان بسیجیم شده ام ... دلتنگ راهیان نور ها ....دلتنگ طلائیه ... دلتنگ شلمچه ...فتح المبین ... دلتنگ مشهد ها .... یا اما رضا (ع) .....دلتنگ همه چیزم ..... و افسوس و هزار افسوس که دیگر چنان روزهایی نخاهد آمد .....

دلم اینجا صفایی ندارد .... 

آنقدر مسافت ها بهم دورند که حتی وقتی امامزاده صالح و شاه عبدالعظیم میروم دیگر رمقی برای صفای دل نمی ماند .....

امشبم بارونی شده .... دل من تاریکی شده ...

پس چرا اربابم منو .... یه نگاهی نمیندازه ....

الهی العفو .....



تاريخ : دوشنبه 31 شهریور1393 | 0:9 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
اولین سالگرد ازدواجمون چه زود رسید و گذشت ...(البته سال قمری )

اولین سالگرد ازدواج و عشقمون را به همسر عزیزم تبریک میگم ....

همزمانی این خاطره خوش با میلاد عشق عالم حضرت مهدی (عج) برام یه افتخار شیرین و دلچسبه ...

نیمه شعبان برام خاطرات خیلی خوبی داره ... یادمه که هر سال یک جایی بودم .. یکسال مسجد .. یکسال  کانون ... یکسال اردوی جهادی .. اما پارسال برام حال و هوای خیلی خاص و بیادموندنی داشت ... پارسال نیمه شعبان همزمان با میلاد امام حاضر (عج) سر سفره عقد نشسته بودم ... امسال هم کنار همسرم یه جشن دو نفره گرفتیم و یاد خاطرات کردیم ...  حالا یکساله که از شهر و خانواده و دوستام دورم .. فکر میکنم خانواده و همه دوستام به این وضعیت عادت کردن .. اما از عدت بدتر اینه که همه دوستام بجز چند نفر ... ! به طور کل منو فراموش کردن ... براشون آرزوی خوشبتی و سلامتی و سعادت می کنم ......

حرفای زیادی برای گفتن دارم ، اما مجال گفتن نیست چرا که از حوصله جمع خارج ...

فقط اینکه خیلی دلتنگ شیرازم ... راستی یه چیز جالب اینه که تهران سیب ترش وجود نداره ... و اون سیب درشت خارجی که مزه اش خیلی بیخود هس رو میگن سیب ترش ... البته خیلی چیزای دیگه هم وجود نداره و خیلی چیزها هم وجود داره که شیراز نیست ...

خلاصه کلام اینکه مهم نیس کجا باشی و با کی باشی مهم اینه : دلت به یاد خدا با همراه و همسفرت خوش باشه ... همون جا بهشته برات ... شرف المکان بالمکین ....



تاريخ : یکشنبه 25 خرداد1393 | 2:36 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
روزگذشته سردار حسین ساجدی نیا، رییس پلیس پایتخت به جوانان تهرانی هشدار داد که مواظب باشند در دام باندهای فاسد نیفتند. او دیگران را نیز تهدید کرد وگفت: «پلیس به سرعت با کسانی که چنین ویدئوهایی را می سازند که عفت عمومی را خدشه دار می‌کند، برخورد می‌کنند.

خبر دستگیری سازندگان  کلیپ فارل به سرعت در صدر اخبار رسانه‌های معتبر دنیا چون فیگارو، گاردین، بی بی سی و ... قرار گرفت. فارل ویلیامز نیز در صفحه فیس بوکش نسبت به دستگیری این جوانان واکنش نشان داد. او در پستی عکس و خبر دستگیری آنان را قرار داد و نوشت: «بسیار غم انگیز است که جوانان به جرم شادی پراکنی دستگیر شوند.»

ریحانه طراوتی پس از آزادی عکسی از خودش در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «من برگشتم. از فارل و همه کسانی که  به ما توجه کردند تشکر میکنم.»  ندا یکی دیگر از اعضای گروه که دستگیر شده بود نیز صفحه اینستاگرامش را به روز کرد و نوشت: «بچه ها ما خوبیم. آزاد شدیم فعلا تا زمان دادگاهمون برسه. مرسی از همه تون.» همدلی های مجازی البته به توئیتر رئیس جمهور هم رسید.  حسن روحانی در توئیترش به طور تلویحی نسبت به این دستگیری اعتراض کرد . او نوشت:  «شادی حق مردم ماست. ما نباید نسبت به شادی مردم سختگیرانه عمل کنیم.» 

واقعا با این رئیس جمهور مملکت به کجا میخواد برسه



تاريخ : جمعه 2 خرداد1393 | 13:3 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
گویند رجب نهری است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر ..

چندی پیش بیاد رفیقی افتادم که موفق به توبه در ماه رجب شد و به یک ماه نشده انچنان حالت رقت و معرفت بر  او مستولی شده بود که ..

داستانش باشه برا بعد

آخه الان یکی داره نوشته هامو میخونه ..

فعلا

 



تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 20:12 | نویسنده : آقای همسر |
کاش در حسرتکده مستی وی جان داده و رهانیده می شدم که چه کردم که فریاد واحسرتاه و واحزناه بر خویش دارم..

ای که کوچک در نزدش بزرگ است چگونه است بزرگ در نزد تو آن هنگام که در آن بودم بارها و بارها..

بارالها.. با قلبی آکنده از حزن و اندوه در حسرت لقائت و دوری از حریمت ، عاشقانه و ملتسمانه و متضرعانه روی بدرگاهت آورده و از تو ای خدای گنهکاران طلب عفو و پذیرش و حضور خواهانم..

یا اله العاصین ....



تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 20:6 | نویسنده : آقای همسر |
من مانده ام از اعتکاف و تو رفته ای به اعتکاف

فرق است بین من و فرق است بین تو...

.

.



تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 19:57 | نویسنده : آقای همسر |
سلام بر معتکفین خدا ....

دیشب مهمانی خدا تموم شد ....

اعتکاف مسجد الشهدای دانشگاه علم و صنعت .... جای دوستانم بسیار خالی بود .... 



تاريخ : جمعه 26 اردیبهشت1393 | 19:48 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
امروز جمعست و من تنهای تنها در خانه ای سوت و کور .. دور از خانواده و دوستان در غربتیسرد و تلخ و دلگیر اسیر این خانه ام .... خانه تنهایی ...

دلم خیلی گرفته ......... التماس دعا ...



تاريخ : جمعه 23 اسفند1392 | 17:9 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
سلام دوستان خیلی خیلی برامون دعا کنید هر جا میگردیم خونه گیرمون نمیاد :(

یعنی میاد ، ولی هر کدوم یه مشکلی داره :(

طعم خونه نوساز رفته زیر زبونم دیگه دلم به هیچ خونه ای رضا نمیده ...

اینجا خونه های نوساز خیلی خوشمل و شیکی داره ، دعا کنید برامون 

یه خونه نوساز خوب پیدا کردیم اومدیم قرارداد ببندیم بین 2 تا نوساز شک داشتیم استخره گرفتیم خیلی بد اومد .

خیلی دعا کنید ...

راستی الان با شارژ  موقت وصل شدم و دیگه قطع میشه ، اگه دیگه نیومدم پیشاپیش سال نو مبارک و یادمون نره ایام عید فاطمیه است و حرمت ها رو حفظ کنیم ....

التماس دعا



تاريخ : جمعه 23 اسفند1392 | 0:44 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
سلام 

این روزها خیلی شدید گرفتارم ...

امروز هم آخرین روز اشتراک اینترنتمون هستش ..

واسه اینکه میدونستم شاید حتی تا بعد از عید هم فرصتی نشه بیام اینجا اومدم یه سری بزنم ...

این روزها و شبها خیلی دلتنگ شیرازم با اون آب و هوای مست و مدهوش کنندش ..

آدم تا از اون چیزایی که داره دور نشه نمیفهمه که چقد درد دوری سخته ...

دلم میخواد یه دقیقه هم شده هوای شیرازو استشمام کنم تا از عطر بهار نارنج مست بشم ...

افسوس که نمیدونم چقدر این دوری تا کی هست .. گاهی اوقات با آقای همسر در مورد حوادث پس از مرگ صحبت می کنیم ، اینکه جسدم بعد از مرگ کجا باید باشه !!!! و هنوز به یک نتیجه منطقی نرسیدیم ..

آخه ما خیلی عمیق فکر میکنیم ... بچه ها ... ظهور امام مهدی (ع) ... قیامت ....

برای اولی که فاتحه فرستادن بچه ها مهمه ... اما اگر من زودتر از پدر و مادرم بروم باید شیراز دفن شوم و اگر نه که شاید تهران ...

آخه میدونین اوایل که اومده بودم فکر میکردم دوستانم برام مثل خواهرهای واقعی هستند اما حالا فکر میکنم که حتی بعضی هاشون حتی دوست هم نیستند .....................

با گذشت این همه وقت بجز اندک انگشت شماری کسی ازم یادی نکرد حتی با یک میس... آنهایی هم که مثل خواهر بودند .... بماند ....

اما یک دوست عزیز که میدونم خیلی نگزانش کردم این مدتی که نیومدم ... زمینی عزیزمو میگم ... واقعا ممنونم ............. 

دلم برای بسیج پیام نور خیلی تنگ شده ......... اما بسیجی ها ....

بگذریم برای گلایه نیومدم اینجا ..

داشتم میگفتم که این روزا گرفتاریم ... داریم دنبال خونه میگردیم و با این بودجه ما ا ن منطقه ای که میخوایم و به محل سکونت الانمون نزدیکه پیدا نمیشه ... منطقه نارمکو میگم ! محل زندگی احمدی نژاد ......

خلاصه اینکه باید خونه رو تخلیه کنیم در حالی که یه عالمه پول بیشتر بذاریم رو پول این خونه ای که رهن کردیم تازه 10 متر هم کوچیکتر تازه تر اینکه باید کلی هم پول اجاره بدیم .....

دیگه موندیم چه کنیم ... اون موقع که شیراز بودم چون هیچوقت طعم اجاره نشینی رو درک نکردم نمیدونستم قیمتا چجوریه ،این روزا که تو سایت نگاه میکنم قیمت خونه های 100 متری و بعضا 80 متری در بهترین جاهای شیراز برابر با یک خونه50نهایتش60متری در مناطق متوسط و بعضا مرکزی و شرقی تهران .... (خونه کلا منظورم آپارتمان) 

یعنی تو شیراز خونه های کوچیک و کم متراژ خیلی کم و بعضا بی ارزشه {اینم یک حسن دیگر شهر عزیزم شیراز }

خداییش قدر شیرازو بدونید ! با اینکه خیلی از تاکسی ها حق آدمو میخورن و اصلا چنین فرهنگی ندارند که مابقی پول مسافرو اگه کمتر از 500 تومن باشه بدن یا هر چهارراهی رو یک کورس حساب میکنن ..ولی در تهران همه چیز منظم و هیچ راننده ای (حداقل تو این هشت ماهی که مدام تاکسی سوار میشدیم ) حق مسافرو نمیخوره حتی اگه 50 تومن باشه ... ولی با همه این حرفا شیراز بهترین شهر و محبوب ترین شهر برای کسانیه که شیرازیند ...

کلا این یک قاعده است که هر کس زادگاهش براش بهترین و دوست داشتنی ترین شهر دنیاست ...

از این هم بگذریم...

این مدت خیلی حرفا رو آماده میکردم که بیام و بنویسم اما انقدر گرفتار زندگی میشم که وقتی برای این کار نمیمونه ....

راستی تهران خیلی بدی های دیگری دارد اینکه در اینجا هیچ تفریحی نیست برای کسایی مثل ما که ماشین ندارن هیچ جا ......... مثل حافضیه و سعدی ...

راستی امشب پدر همسرم مشرف میشن مکه و مدینه ... ای کاش روزی ما هم میشد ....

فکر کنم خیلی حرف زدم :(

دیگه بیشتر از این حرف نمیزنم 

دعا کنید برامون که یه خونه خوب گیرمون بیاد ...

التماس دعا ....




تاريخ : یکشنبه 18 اسفند1392 | 11:37 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
امروز دانشگاه علم و صنعت ،طبق معمول پنجشنبه ها ، کلاسای  حوزه ... کلاس کلام 4 (امام شناسی ) یک خبر خیلی جالب شنیدم البته احتمال میدم شما شنیدید و قدیمی شده اما برا من خیلی جالب بود ..

اینکه مستربین مسلمان شده ..... ! با اونهمه فیلمای سه نقطه که توی تی وی فقط به ما پاستوریزه ها و سانسورشده هاشو نشون دادن ..

واقعا این رحمت خداست که هدایت را شامل هرکه بخواد می کنه .... قربون لطف خدا ....

دوستت دارم خداجونم ....

خبر مربوط به 9 مهرماه هست ..... : 


 "روآن اتکینسون" علت گرويدن به دين مبين اسلام را توهینی دانست که به پیامبر اسلام شده است. 

این کمدین سرشناس انگلیسی در توضیح مسلمان شدن خود گفته است: زمانی که کارگردان آمریکایی فیلمی در توهین به پیامبر اسلام ساخت، با مشاهده آن با معلم این دین الهی آشنا شده و به آن علاقمند شدم. 
البته بعضی از سایت ها هم نوشتن که دروغه ... اما بهرحال موضوع جالبی بود و اینکه هدایت خدا شامل هرکس می شود که خدا بخواهد و ظالمان شامل هدایت الهی نمی شوند ....




تاريخ : جمعه 22 آذر1392 | 1:9 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
شهادت زیباست اما مثل مرد پای بیرق انقلاب ایستادن از آن زیباتر است .

خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر ...!

هفته مقدس بسیج بر تمام بسجیان عالم هستی مبارک ...!



سلام بر فرشتگان بسیجی ....! :))



تاريخ : سه شنبه 5 آذر1392 | 0:8 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |

مردمان کوفه نامه ها نوشتند در دعوت مولایشان حسین ع تا بیاید و شیرینی ولایت او را بچشند نامه هایی که به چند هزار می رسید و حسین (ع) آمد در لبیک به خواست ایشان.. هرچند که میدانست صداقت در کلامشان نیست و وفا به عهدشان نکردند..

حرفم اینه که یا صاحب الزمان اگه الان هم.....                    


بماند!



تاريخ : دوشنبه 4 آذر1392 | 1:34 | نویسنده : آقای همسر |
کلی تو بوق و کرنا کردن که آهای مردم بالاخره کاری که 8 سال زور زدن بعضیا و نشد که نشد ما کردیم..

حالا چه توافقی ؟؟ گفتن سایتتون رو تعطیل کنین گفتیم چشم.. گفتن 20تایی که دارین رو زودتر بسوزونین گفتیم چشم!! گفتن تا 5 تا بیشتر حق ندارین بسازید گفتیم حتما حتما!! حالا همه اینا با نظارت روزانه بر و بچ باید باشه که مبادا این وسط یواشکی کار دیگه بکنید گفتیم چشم شما فقط چند تا تحریم بردارین که این روحانی لااقل یه حرفی برا گفتن تو گزارش صد روزش داشته باشه گفتن تا 3 هفته دیگه اگه بچه خوبی باشید و حرف گوش کن باشید چنتا تحریم و برمی داریم که مردم به روحانی بگن ایول..

واقعا اینم شد توافق..

ادامه دارد...


نویسنده آقای همسر



تاريخ : دوشنبه 4 آذر1392 | 1:7 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
این روزها و خیلی از روزهای دیگر زندگیمان با همسرم در مورد ظهور حضرت حجت (روحی و ارواحنا فداه ) صحبت می کنیم و اشتیاق ظهورش سراسر وجودمونو پر میکنه ... خیلی لذت بخشه که به دوران ظهور امام فکر کنیم ...

اما این ترس که چرا آقایمان نمی آید خلوت شیرین اشتیاقمان را می رباید و دیده ی اشک ....

گهگاهی فکر میکنم نکند ظهور آقا را نبینم .. نکند آقا نیاید ... همه وجودم را غم فرا میگیرد ...

یکی از رویاهای زندگیمان این است که برویم در مکه یا کوفه که هر دو به نحوی از انحا به امام مهدی(عج) در ارتباط است زندگی کنیم ... خانه بخریم ... 

خدا کند هرچه زودتر آقا بیایند که سخت در انتظارش هستیم ولی ...

چرا برای ظهور آقا دست بکار نمیشویم چرا حتی آنقدر برایمان مهم نیست که به ظهور فکر کنیم و نگران از نیامدنش کم کم مضطر شویم تا لااقل به اضطرار بیوفتیم و کم کم موج اضطرار دنیایمان را پر کند تا امام بیاید ...

چه خوش لحظه ایست که ندای آسمانی مهدی موعود را با جان دل بشنویم ....

دعا برای ظهور فراموشمان نشود ....

اللهم عجل لولیک الفرج ....



تاريخ : یکشنبه 19 آبان1392 | 3:0 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |
این روزها حس خوبی ندارم ...

دلم خیلی برای دوستام تنگ شده مخصوصا دوست عزیزتر از جانم که بهم از خواهر نزدیکتره "س" خیلی تنگ شده ....

چون فقط با س میتونستم حرف بزنم و دیگه حتی س رو ندارم ... حالا تنهای تنهام ....

تو این شبهای عزیز محرم برای من روسیاه خیلی خیلی دعا کنید .......................


ادامه مطلب

تاريخ : چهارشنبه 15 آبان1392 | 9:8 | نویسنده : سوخته ی مهدی(عج) |